تبليغاتX
دوستی
تا دیده باز شد به جهانم "جهان گذشت

 

تیر شهاب خاطره ها "از کمان گذشت

 

تا خواستم به مدرسه عشق" رو کنم

 

دوران درس و مرحله امتحان" گذشت

 

بد نامی حیات "دو روزی نبود"بیش

 

آن هم که با تو بگویم"چسان گذشت

 

یک روز صرف بستن دل شد" به این وآن

 

روز دگر"به کندن دل" زین وآن گذشت

 

 

+ نوشته شده توسط در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 12:44 |
زندگی چون گل سرخ است

 

پر از خار"پراز برگ"پر از عطر لطیف

 

یادمان باشد اگر گل چینیم

 

خارو عطرو گلبرگ"هر سه همسایه دیوار به دیوار هم اند

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 12:36 |
پریشان خاطری غمناک سربر سجده می گرید

 

خدایا این منم افتاده بر خاک نیاز تو

 

بزرگا"مهربانا"بنده  ای آلوده دامانم

 

سخن میلرزد از شرم گناهم در نماز تو

 

منم آن تشنه کام کاهل افتاده بر ساحل

 

که دریای محبت" پیش رویم هست ومن دورم

 

ز نه طاق سپهر مهر تو خورشید می تابد

 

ولی من بدتراز خفاشها هر روزوشب کورم

 

چو بانگ مرغ شب در پر نیان باد" می پیچد

 

من از ناهوشیاری"در پرند خواب" مدهوشم

 

چراغ ماه شبها در حباب هاله "می رقصد

 

ولی من تا سحر مانند شمع مرده خاموشم

 

گنهکارم ولی در سایه عفو تو"می رویم

 

بگیر از راه لطف عام خود"دست امیدم را

 

مرا سرمایه ای از روسپیدی نیست" میدانم

 

شفیع رو سیاهی کرده ام"موی سپیدم را

 

خداوندا به چنگ نفس بد فرمان گرفتارم

 

چو آهویی که افتد بی خبر در دام صیادی

 

دلم چون گور تاریکی است واز آن بر نمی خیزد

 

نه شور نغمه ای"نه آه جانسوزی" نه فریادی

 

خداوندا چنان در عالم تسلیم خوشنودم

 

که با درد تو درمان"با غمت شادی "نمی خواهم

 

 اگر مهر تو پرتو افکند هر تلخ" شیرین است

 

وگر خواهی مرا ویرانه" آبادی نمی خواهم 

 

لطیفا"جذبه عشق تو را خواهم"که می دانم

 

به هر عشقی بجز عشق تو رو کردم"مجازی بود

 

چو طفلان در پی دل رفتم واکنون پشیمانم

 

که هر دلبستگی"غیر از تو در من بود"بازی بود

 

خدایا"آنچنان از جرعه توحید"مستم کن

 

که روز رستخیز" از خاک خود مست تو بر خیزم

 

مرا بال عقابان بخش وپرواز اهورایی

 

که با شوق تو از دنیای ننگ آلوده"بگریزم

 

امیداـپاک یزدانا

 

زدنیا دیده بر بستم"تا به دامان توبگریزم

 

که با معشوق باقی"عشق فانی را چرا خواهم

 

پناهم ده که از دلبستگیهای جهان تنها

 

تو راخواهم  تو را خواهم   تو را خواهم

 

تو را خواهم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 19:47 |
زمستان: دل من از تو کمی سردتر است

 

پاییز :  روی من از تو کمی زردتر است

 

تابستان: تب من از تو کمی گرمتر است

 

بهار : با همه سردی وگرمی وتب وتاب تنم

 

روح من از تو کمی سبزتر است

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 10:27 |
 

نه دل مفتون دلبندی "نه جان مدهوش دلخواهی

 

نه بر مژگان من اشکی"نه بر لبهای من آهی

 

نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی

 

نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی

 

نیابد محفلم گرمی"نه از شمعی نه از جمعی

 

ندارد خاطرم گرمی" نه از مهری نه با ماهی



 

کی ام من؟

 

آرزو گم کرد ه ای تنها وسرگردان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 9:46 |
نردبان زندگی ما ومنی است

 

عاقبت این نردبان بشکستنی است

 

لاجرم آنکس که بالاتر نشست 

 

استخوانش هم نرمتر خواهد شکست

 

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 22:13 |

 

 

من آن  گلبرگ مغرورم  که میمیرم زبی آبی 

 

ولی با خفت وخواری پی شبنم نمی گردم

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 10:44 |


Powered By
BLOGFA.COM